رکن الدین ابوالمکارم احمد بن شرف الدین محمد بیابانکی سمنانی معروف به شیخ علاالدوله از مشایخ بزرگ تصوف ایران است.که مسلک عارفانه و تعلیمات عارفانه او برای دانش پژوهان و حقیقت طلبان طریقت هوواره سرچشمه فیض و الهام بوده است و شیوه زندگی اش الگوی وارستگان و تقوی پیشگان میباشد.
محققان و مورخان بیشتر به واسطه ارشادش وی را شیخ و بعضی به مناسبت اصطلاح رایج فرقه صوفیه او را "شاه علاالدوله" وبرخی به علت ثروت و قدرتش "امیر علاالدوله"و عده ای از نظر شخصیت خانوادگی وی را از "ملوک سمنان"شمرده اند.
وی در ماه ذیحجه سال 659 هجری قمری در قیه بیابانک سمنان که در 12 کیلومتری (دو فرسنگی ) جنوب غربی شهر سمنان واقع است متولد شد . تحصیلات ابتدایی او در مکتب محلی بیابانک بوده است وتا 15 سالگی( 674ه.ق)از فضایل آداب عصر بهره ای یافته بود ، کهبه پشتوانه واعتبار دولت مردان مقتدر خانواده اش _ پدر ف عمو و...به بالاترین مرکز قدرت زمانه ، یعنی دربار مغولان پیوست.شیخ می فرماید: « من که در خانواده ای محتشم به نوجوانی رسیدم ، به هر کاری راضی نمی شدم وملازمت هر کسی را نمی پذیرفتم ، مگر سلطان روزگار را که "ارغون " بود همچنین تصریح کرده است که ده سال بی طمع خلقی ومال ، به همگی همت ، به عمل پیشگی او ( ارغون) پرداختم .اخلاص من در ملازمت وخدمت به سلطان ، از دیگر ملازمان وعمل پیشگان، ممتازم کرد ومورد توجه وعنایت سلطانم گردانید. »
احمد در کودکی یک چند به مکتب رفته وخواندن و نوشتن آموخته که این اموزشها تا زمان 15 سالگی ادامه داشته است سپس از طریق عمو و پدر خود به دربار راه یافته و در اندک زمانی مورد توجه ارغون قرار گرفته است وی ذر در سفر جنگی که همراه ارغون به مصاف با سلطان احمد تگودار میرفتند در نزدیکی قزوین برای وی واقعه عجیبی رخ داد و تحولی عظیم در وی به وجود آمد که باعث خروج از شغل حکومتی و تغییر رویه زندگی وی شد.
علا الدوله پس از انقطاع از حکومت که به سال 705 ق و با اجازه الجایتو صورت گرفته دست به برخی خدمات اجتماعی نیز زده است از جمله کارهای او ساخت وآبادان ساختن منطقه ای است به نام صوفی اباد خداداد که چنان مورد علاقه علاالدوله بود که در باره آن به گون نوعی بهشت و مینوی فرضی مینگریسته و ده ها بیت و غزل و ترانه برای آن سروده است قطعه ای از اشعار او در این باره چنین است:
محققان و مورخان بیشتر به واسطه ارشادش وی را شیخ و بعضی به مناسبت اصطلاح رایج فرقه صوفیه او را "شاه علاالدوله" وبرخی به علت ثروت و قدرتش "امیر علاالدوله"و عده ای از نظر شخصیت خانوادگی وی را از "ملوک سمنان"شمرده اند.
وی در ماه ذیحجه سال 659 هجری قمری در قیه بیابانک سمنان که در 12 کیلومتری (دو فرسنگی ) جنوب غربی شهر سمنان واقع است متولد شد . تحصیلات ابتدایی او در مکتب محلی بیابانک بوده است وتا 15 سالگی( 674ه.ق)از فضایل آداب عصر بهره ای یافته بود ، کهبه پشتوانه واعتبار دولت مردان مقتدر خانواده اش _ پدر ف عمو و...به بالاترین مرکز قدرت زمانه ، یعنی دربار مغولان پیوست.شیخ می فرماید: « من که در خانواده ای محتشم به نوجوانی رسیدم ، به هر کاری راضی نمی شدم وملازمت هر کسی را نمی پذیرفتم ، مگر سلطان روزگار را که "ارغون " بود همچنین تصریح کرده است که ده سال بی طمع خلقی ومال ، به همگی همت ، به عمل پیشگی او ( ارغون) پرداختم .اخلاص من در ملازمت وخدمت به سلطان ، از دیگر ملازمان وعمل پیشگان، ممتازم کرد ومورد توجه وعنایت سلطانم گردانید. »
احمد در کودکی یک چند به مکتب رفته وخواندن و نوشتن آموخته که این اموزشها تا زمان 15 سالگی ادامه داشته است سپس از طریق عمو و پدر خود به دربار راه یافته و در اندک زمانی مورد توجه ارغون قرار گرفته است وی ذر در سفر جنگی که همراه ارغون به مصاف با سلطان احمد تگودار میرفتند در نزدیکی قزوین برای وی واقعه عجیبی رخ داد و تحولی عظیم در وی به وجود آمد که باعث خروج از شغل حکومتی و تغییر رویه زندگی وی شد.
علا الدوله پس از انقطاع از حکومت که به سال 705 ق و با اجازه الجایتو صورت گرفته دست به برخی خدمات اجتماعی نیز زده است از جمله کارهای او ساخت وآبادان ساختن منطقه ای است به نام صوفی اباد خداداد که چنان مورد علاقه علاالدوله بود که در باره آن به گون نوعی بهشت و مینوی فرضی مینگریسته و ده ها بیت و غزل و ترانه برای آن سروده است قطعه ای از اشعار او در این باره چنین است:
vhjkvhjkvhjk